وقتی تعرفه از عدد به سیاست تبدیل میشود
اجرای نظام تعرفه جدید ساختار واردات ایران را وارد مرحلهای تازه کرده است؛ مرحلهای که در آن تعرفه دیگر یک «عدد روی فرم ترخیص» نیست، بلکه به ابزار سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شده است. دولت با این تغییر بهدنبال حمایت از تولید داخلی، کنترل خروج ارز و مدیریت ترکیب سبد وارداتی است، اما واقعیت بازار نشان میدهد اثر تعرفههای تازه بسیار پیچیدهتر از اهداف اعلامشده است.
آنچه میخوانید
در فضای تجارت خارجی امروز، کوچکترین تغییر تعرفه میتواند بهای تمامشده یک محصول، تصمیم تأمینکننده، مسیر حملونقل و حتی رقابتپذیری یک صنعت را تحت تأثیر قرار دهد. برای بسیاری از شرکتها، پرسش کلیدی این است که آیا نظام تعرفه جدید واقعاً به رشد تولید کمک میکند یا با محدود کردن واردات مواد اولیه و ماشینآلات، مسیر توسعه صنایع را کند میکند؟
در GTG ما هر روز با شرکتهایی مواجه هستیم که تغییرات تعرفهای، برنامه ثبتسفارش، زمانبندی واردات و حتی محاسبه حقوق ورودی آنها را دگرگون کرده است. این تجربههای میدانی نشان میدهد که ارزیابی تعرفه، فقط یک بحث نظری نیست؛ تصمیمی است که در صورت اشتباه بودن، مستقیماً به هزینه، تأخیر و کاهش سودآوری منجر میشود.
این مقاله تلاش میکند تصویری شفاف، حرفهای و بیطرفانه از اثر واقعی نظام تعرفه جدید ارائه دهد؛ تصویری که به واردکننده، تولیدکننده و تصمیمگیر اقتصادی کمک کند بفهمد این سیاست، حمایت است یا محدودیت رشد.
منطق و اهداف اعلامشده نظام تعرفه جدید

طراحی نظام تعرفه جدید بر پایه سه هدف اصلی اعلام شد: مدیریت ارزبری، حمایت از تولید داخلی و اصلاح ساختار واردات. سیاستگذار معتقد است که با افزایش یا کاهش هدفمند تعرفهها، میتوان مسیر ورود کالا را کنترل و بازار داخلی را به سمت استفاده از ظرفیت تولید داخل هدایت کرد.
در ظاهر، این اهداف منطقی به نظر میرسند. هیچ کشوری بدون سیاست تعرفهای هوشمند نمیتواند صنایع داخلی خود را رقابتی کند. اما نقطه حساس اینجاست:
تعرفه زمانی ابزار حمایت است که نسبت آن با ظرفیت واقعی تولید هماهنگ باشد؛ نه زمانی که صرفاً برای کاهش واردات تنظیم شود.
بهعنوان مثال، افزایش تعرفه واردات کالاهای مصرفی در بسیاری از کشورهای درحالتوسعه به رشد تولید کمک کرده، اما تنها زمانی که صنعت داخلی توان تامین نیاز بازار را داشته است. در ایران، در برخی گروهها این تناسب وجود دارد، اما در برخی دیگر—بهویژه در حوزه مواد اولیه و تجهیزات صنعتی—افزایش تعرفه میتواند هزینه تولید را بالا ببرد و فشار به زنجیره تأمین وارد کند.
در تجربه GTG، شرکتهایی که در حوزه واردات کالا فعالیت میکنند گزارش دادهاند که اجرای نظام تعرفه جدید در بعضی اقلام باعث افزایش هزینههای اولیه و تغییر برنامه خرید شده است؛ درحالیکه در برخی اقلام دیگر، کاهش تعدیلشده تعرفه توانسته بخشی از هزینه را کنترل کند.
واقعیت این است که هر سیاست تعرفهای، فقط روی «واردات» اثر نمیگذارد؛ بلکه ساختار قیمت، زمان تأمین، برنامهریزی تولید، و رقابتپذیری صادرات را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین برای ارزیابی نظام تعرفه جدید، باید هدف سیاستگذار را در کنار امکان اجرایی آن سنجید—کاری که بسیاری از شرکتها بدون تحلیل داده توان انجامش را ندارند.
اثر نظام تعرفه جدید بر واردات کالا و صنایع وابسته
اجرای نظام تعرفه جدید بیش از هر بخش دیگری، مستقیم و بیواسطه واردات کالا را تحت تأثیر قرار داده است؛ چون تغییر تعرفهها همان لحظه در محاسبه بهای تمامشده، نقدینگی موردنیاز و انتخاب تأمینکننده اثر میگذارد. برخلاف گذشته که تغییرات تعرفهای آهسته و قابل پیشبینی بود، اکنون تصمیمات تعرفهای در بازههای کوتاه و بعضاً بدون دوره تطبیق اجرا میشود؛ این یعنی واردکننده باید دائم سناریوهای جدید را محاسبه کند.
برای کالاهای مواد اولیه، افزایش تعرفه—even اگر اندک باشد—قیمت تمامشده تولید را بالا میبرد و این فشار بهسرعت در قیمت مصرفکننده یا حاشیه سود تولیدکننده منعکس میشود. در تجربه GTG، شرکتهای فعال در صنایع غذایی، بستهبندی و لوازم خانگی گزارش کردهاند که اجرای نظام تعرفه جدید باعث شده برنامه خرید سالانه خود را بازآرایی کنند، چون تغییر تعرفه مستقیماً انتخاب کشور مبدا، نوع تأمینکننده و حجم سفارش را جابهجا میکند.
در مورد ماشینآلات و کالای سرمایهای، حتی تغییر اندک تعرفه میتواند پروژههای توسعهای را عقب بیندازد. بهعنوان مثال، در یکی از پروژههای مشتریان GTG، افزایش ناگهانی تعرفه ماشینآلات بستهبندی باعث شد هزینه نهایی پروژه حدود ۹ درصد بالا برود و قرارداد خرید مجبور به تجدیدنظر شود؛ موضوعی که هم تأمینکننده خارجی و هم واحد مالی داخلی را درگیر کرد.
در حوزه کالای مصرفی، نظام تعرفه جدید عملاً نقش ابزار تنظیم بازار را پیدا کرده است. در برخی ردیفها، افزایش تعرفه با هدف حمایت از تولید داخلی انجام شده، اما چون ظرفیت داخلی برای پوشش کامل بازار وجود ندارد، نتیجه آن افزایش قیمت و کاهش تنوع کالا برای مصرفکننده بوده است.
اینجا یک نکته مدیریتی مهم وجود دارد:
تغییر تعرفه فقط هزینه واردات را دگرگون نمیکند؛ ساختار تصمیمگیری شرکت را هم تغییر میدهد.
برنامه خرید باید پویا شود، محاسبه قیمت تمامشده باید چندسناریویی باشد و واحد بازرگانی باید دائماً HS Code و تعرفه متناظر را پایش کند.
در ادامه، اثر همین موضوع را در مرحله بعد یعنی ترخیص کالا بررسی میکنیم، جایی که تغییرات تعرفه اغلب منجر به اختلاف محاسباتی و تأخیر میشود.
تأثیر نظام تعرفه جدید بر ترخیص کالا و محاسبه حقوق ورودی
اجرای نظام تعرفه جدید مرحله ترخیص را بیش از همیشه حساس و پیچیده کرده است. برخلاف تصور عمومی، اثر تعرفه فقط در لحظه ثبتسفارش دیده نمیشود؛ بخش اصلی اثرگذاری درست زمانی رخ میدهد که کالا وارد گمرک شده و محاسبه حقوق ورودی، مالیات و تعرفه بر اساس HS Code نهایی انجام میشود. در عمل، تغییرات تعرفهای اغلب باعث اختلاف میان اظهار واردکننده و نظر کارشناسان گمرک میشود؛ اختلافی که نتیجه آن توقف کالا، اصلاح اسناد و هزینههای پیشبینینشده است.
در تجربه GTG، بسیاری از پروندههای اختلاف تعرفهای از اینجا شروع شدهاند که واردکننده بر اساس یک نسخه از کتاب مقررات صادرات و واردات ثبتسفارش انجام داده، اما در زمان ترخیص، نظام تعرفه جدید نسخه بهروزشدهتری را ملاک قرار داده و کالا مشمول نرخ بالاتری شده است. نتیجه؟
- افزایش یکباره حقوق ورودی
- نیاز به اصلاح اظهار
- توقف کالا تا صدور تأییدیه اصلاح
- هزینه انبارداری و دموراژ
این تأخیرها در برخی صنایع—مثل قطعات یدکی، مواد اولیه و دارویی—مستقیماً به کاهش تولید و افزایش بهای نهایی منجر میشود.
از طرف دیگر، تغییرات تعرفهای باعث شده انتخاب HS Code بیش از هر زمان دیگری حیاتی باشد. در نظام قبلی، اختلاف ۲ تا ۳ درصدی تعرفه شاید چندان مهم نبود، اما اکنون با اختلافهای ۱۰، ۱۵ و حتی ۳۰ درصدی، کوچکترین اشتباه در کدگذاری میتواند هزینه واردات را بهطور چشمگیر تغییر دهد.
به همین دلیل بسیاری از شرکتها در مرحله ترخیص، نیاز به تحلیل دقیقتری دارند تا قبل از ورود کالا، تعرفه قابل اجرا و سناریوهای محتمل را محاسبه کنند. استفاده از خدمات حرفهای در حوزه ترخیص کالا باعث میشود این ریسک کنترل شود؛ زیرا تیمهای تخصصی گمرک بهتر از واردکننده میتوانند تغییرات نظام تعرفه جدید را رصد و تفسیر کنند.
نکته کلیدی این است که نظام تعرفه جدید، ترخیص کالا را به فرآیندی «تحلیلی» تبدیل کرده، نه صرفاً «اجرایی». شرکتی موفق است که تعرفه را پیش از ورود کالا محاسبه کند، نه زمانی که کانتینر در گمرک ایستاده است.
فرصتها و ریسکهای نظام تعرفه جدید برای واردکنندگان و تولیدکنندگان

اجرای نظام تعرفه جدید نه فقط برای واردکنندگان، بلکه برای تولیدکنندگان داخلی هم پیامدهای مستقیم دارد. این نظام جدید میتواند بعضی صنایع را تقویت کند و همزمان برای برخی دیگر محدودیت ایجاد کند. در نگاه حرفهای، هیچ سیاست تعرفهای ذاتاً «خوب» یا «بد» نیست؛ مسئله این است که با ظرفیت واقعی اقتصاد چقدر هماهنگ باشد.
برای واردکنندگان کالا، مهمترین اثر نظام تعرفه جدید تغییر در پیشبینیپذیری است. قبل از این، واردکننده معمولاً با یک ساختار تعرفهای ثابت و قابل پیشبینی کار میکرد؛ اما اکنون در بازههای کوتاه، ردیفها و درصدها دستخوش تغییر میشوند. نتیجه این وضعیت، افزایش نیاز به تحلیل سناریو، محاسبه چندگانه بهای تمامشده و بازطراحی قراردادهای خرید است.
برای تولیدکنندگان داخلی، اثر دوگانه است. اگر مواد اولیه و ماشینآلات آنها با تعرفه بالاتر وارد شود، قیمت تمامشده تولید بالا میرود و عملاً توان رقابت کاهش پیدا میکند. در مقابل، اگر افزایش تعرفه روی کالاهای مصرفی نهایی اعمال شود، تولید داخلی در برخی گروهها مزیت رقابتی پیدا میکند. مسئله اینجاست که این دو روند همیشه همزمان و هماهنگ نیستند؛ یعنی ممکن است تعرفه کالای نهایی بالا برود، اما تعرفه مواد اولیهای که تولیدکننده نیاز دارد هم افزایش یابد؛ در نتیجه حمایت حاصل نمیشود.
در تحلیل GTG، شرکتهایی موفق بودهاند که زنجیره تأمین خود را در واکنش به نظام تعرفه جدید بازطراحی کردهاند؛ از جمله تغییر کشور مبدا، چندمنبعیکردن خرید، مذاکره دوباره رویترمهای تجاری و بازنگری در زمانبندی واردات. این بازطراحیها باعث شده اثرات منفی تعرفه تا حد ممکن کنترل شود.
برای مدیریت چنین سیاستی، مدیر بازرگانی و مدیر تولید نیاز دارند تصویر واضحی از «اثر دوگانه نظام تعرفه جدید» داشته باشند؛ به همین دلیل جدول زیر دیدی روشن از فرصتها و ریسکهای این نظام ارائه میدهد:
جدول ۱. فرصتها و ریسکهای نظام تعرفه جدید (نگاه مدیریتی)
| حوزه اثر | فرصتها در نظام تعرفه جدید | ریسکها در نظام تعرفه جدید |
| واردات کالا | امکان هدایت واردات به گروههای با مزیت تعرفهای | افزایش هزینه بهای تمامشده و نیاز به نقدینگی بیشتر |
| تولید داخلی | افزایش قدرت رقابتی در برخی کالاهای نهایی | افزایش هزینه واردات مواد اولیه و کاهش حاشیه سود |
| زنجیره تأمین | امکان بازطراحی تامینکنندگان و ایجاد مزیت جدید | پیچیدگی بیشتر در انتخاب HS Code و افزایش اختلاف با گمرک |
| برنامهریزی مالی | امکان طراحی سناریوهای مالیاتی و تعرفهای | شوکهای تعرفهای و پیشبینیناپذیری هزینهها |
| بازار داخلی | کنترل بخشی از واردات و تنظیم بهتر بازار | کاهش تنوع کالایی و فشار به مصرفکننده |
راهبردهای GTG برای مدیریت و کاهش ریسکهای نظام تعرفه جدید
در شرایطی که نظام تعرفه جدید سطح پیشبینیپذیری تجارت خارجی را کاهش داده، شرکتهایی موفق هستند که تصمیمهای خود را بر اساس تحلیل، داده و سناریوهای واقعی اجرا میکنند. تجربه GTG در همراهی با شرکتهای بزرگ واردکننده نشان میدهد که چالش تعرفه زمانی قابل مدیریت است که واردکننده از «واکنش» فاصله بگیرد و وارد فاز «پیشبینی و پیشگیری» شود.
اولین اقدام کلیدی، تحلیل تعرفه قبل از ثبتسفارش است. بسیاری از اختلافهای تعرفهای زمانی ایجاد میشوند که واردکننده بدون بررسی ردیف تعرفهای جدید، ثبتسفارش را انجام میدهد. GTG برای مشتریان بزرگ خود سناریوی تعرفهای را بر اساس کشور مبدا، نوع کالا و HS Code محاسبه میکند تا شرکت بداند کدام مسیر کمریسکتر است. این تحلیل در برخی پروندهها هزینه نهایی واردات را تا ۱۲ درصد کاهش داده است.
راهبرد مهم دیگر، بازطراحی سبد واردات است. در نظام قبلی، شرکتها معمولاً با یک یا دو تأمینکننده ثابت کار میکردند؛ اما در نظام تعرفه جدید، تنوع تأمینکننده و مذاکره دوباره روی ترمهای تجاری لازم است. تغییر کشور مبدا، چانهزنی برای کاهش قیمت پایه، اصلاح زمانبندی خرید و تقسیم سفارشها به چند مرحله، ابزارهایی هستند که GTG برای کنترل هزینه تعرفهای پیشنهاد میکند.
در حوزه ترخیص، پایش لحظهای بخشنامهها و اعلام تغییرات تعرفهای نقش حیاتی دارد. برخی شرکتها هنوز هم تغییرات تازه را زمانی میبینند که کالا به گمرک رسیده و هزینهها قطعی شده است. GTG با پایش روزانه بخشنامهها و ابلاغیههای گمرکی، به واردکننده کمک میکند تصمیمهای خود را قبل از ورود کالا تنظیم کند؛ تصمیمی که میتواند جلوی توقف، اصلاح اظهار و هزینه دموراژ را بگیرد.
بخش مهم دیگر، بازبینی HS Code است. در نظام تعرفه جدید، اختلافهای تعرفهای بیش از گذشته به انتخاب کد صحیح وابسته است. GTG برای برخی مشتریان صنعتی، بررسی مجدد HS Code را انجام داده و در چند مورد، جابهجایی قانونی ردیف تعرفه باعث شده هزینه حقوق ورودی بهطور قابل توجهی کاهش یابد.
در مجموع، مدیریت حرفهای نظام تعرفه جدید یعنی:
- تحلیل قبل از ثبتسفارش
- پیشبینی سناریوهای تعرفهای
- پایش بخشنامههای صمت و گمرک
- انتخاب دقیق HS Code
- مدیریت زمان ورود کالا
- و استفاده از تجربه عملیاتی در ترخیص
این مسیر نهتنها ریسک را کاهش میدهد، بلکه برای بسیاری از شرکتها هزینه نهایی واردات را بهینه و در نهایت سودآوری را حفظ میکند.
جدول مقایسهای نظام تعرفه قبلی و نظام تعرفه جدید
قبل از اجرای نظام تعرفه جدید، ساختار تعرفهای کشور نسبتاً پایدار بود و واردکنندگان میتوانستند برنامه خرید و قراردادهای تأمین را با افق زمانی طولانیتری تنظیم کنند. اما اکنون با اجرای نظام جدید، شدت تغییرات بیشتر شده و اثرگذاری تعرفه بر برنامه تأمین، هزینه تمامشده و زنجیره تأمین به شکل معناداری افزایش یافته است. جدول زیر، تفاوتهای کلیدی بین دو نظام را در یک نگاه مدیریتی جمعبندی میکند:
جدول ۲. مقایسه نظام تعرفه قبلی با نظام تعرفه جدید
| شاخص مقایسه | نظام تعرفه قبلی | نظام تعرفه جدید |
| ثبات مقررات | تغییرات کم، قابل پیشبینی | تغییرات مکرر، پیشبینی دشوار |
| اثر بر بهای تمامشده | اثر محدود و قابل مدیریت | اثر مستقیم و بعضاً سنگین بر هزینهها |
| ریسک اختلاف با گمرک | پایین؛ اختلافها محدود | بالا؛ اختلاف HS Code و اصلاح اظهار رایجتر |
| سرعت ترخیص کالا | سریعتر، اختلاف محاسبات کمتر | کندتر؛ توقف و نیاز به بررسی مجدد محتمل |
| نیاز به تحلیل تعرفهای | محدود و دورهای | ضروری و مستمر |
| امکان برنامهریزی بلندمدت | امکانپذیر | سختتر؛ نیاز به سناریوهای متعدد |
| اثر بر تولید داخلی | قابل پیشبینی | دوگانه؛ هم حمایت، هم فشار بر مواد اولیه |
| پیچیدگی فرآیند واردات کالا | متوسط | بالا؛ نیاز به پایش روزانه |
توضیح تکمیلی جدول
این جدول نشان میدهد که نظام تعرفه جدید یک تغییر «شکلی» نیست؛ نوع نگاه واردکننده به خرید خارجی را تغییر داده است.
در نظام قبلی، شرکتها معمولاً یکبار کد تعرفه را انتخاب و همان روال را در چندین خرید تکرار میکردند. اما در نظام جدید، لازم است قبل از هر ثبتسفارش، ردیف تعرفه، کشور مبدا و نوع کالا مجدداً تحلیل شود.
در تجربه GTG، شرکتهایی که فرآیند واردات و ترخیص خود را بر اساس این تفاوتها بازتعریف کردهاند، توانستهاند اثر تغییر تعرفه را کنترل کنند؛ اما شرکتهایی که همچنان با فرض «ثبات تعرفه» حرکت میکنند، بیشترین ضربه را از افزایش هزینه و توقف کالا دریافت کردهاند.
چگونه در نظام تعرفه جدید تصمیم درست بگیریم؟
اجرای نظام تعرفه جدید یک تغییر سطحی در درصد تعرفهها نیست؛ یک «واقعیت جدید» در تجارت خارجی ایران است. واقعیتی که در آن تصمیمهای وارداتی بدون تحلیل داده، بدون سناریونویسی تعرفهای و بدون پایش مداوم بخشنامهها، ممکن است مستقیماً به افزایش هزینه، توقف کالا، اختلاف گمرکی یا کاهش رقابتپذیری منجر شود.
این نظام هم فرصت دارد، هم ریسک.
فرصت برای شرکتهایی که زنجیره تأمین خود را بازطراحی میکنند، HS Code را با دقت انتخاب میکنند و خرید خارجی را بر پایه تحلیل انجام میدهند.
اما برای شرکتهایی که همچنان با فرض «ثبات تعرفه» حرکت میکنند، این نظام میتواند به مانعی جدی برای رشد تبدیل شود.
در GTG، تجربه ما نشان میدهد تصمیم درست در برابر نظام تعرفه جدید از سه نقطه شروع میشود:
- تحلیل تعرفه قبل از ثبتسفارش
- پایش روزانه بخشنامههای صمت و گمرک
- بررسی دقیق HS Code و انتخاب مسیر کمریسکتر برای واردات
اگر شرکت شما در واردات کالا فعالیت میکند یا در ترخیص با اختلاف تعرفهای مواجه شدهاید، مطالعه این دو بخش میتواند مسیر تصمیمگیری را شفافتر کند:
در نهایت، نظام تعرفه جدید قرار نیست تجارت را متوقف کند؛ بلکه شرکتهایی موفق میشوند که یاد بگیرند با قواعد جدید، حرفهای و دادهمحور حرکت کنند.
اگر نیاز به تحلیل تعرفه، ارزیابی HS Code یا مشاوره برای طراحی سبد واردات دارید، GTG میتواند کنار شما باشد.
سوالات متداول درباره نظام تعرفه جدید
۱. آیا نظام تعرفه جدید همیشه به نفع تولید داخلی است؟
نه. اگر تعرفه کالاهای مصرفی افزایش یابد اما مواد اولیه هم گران شود، فشار هزینه به تولیدکننده منتقل میشود. نتیجه نهایی بستگی دارد به اینکه تعرفهها چقدر با ظرفیت واقعی تولید داخلی همراستا تنظیم شده باشند.
۲. چرا اختلاف HS Code در نظام تعرفه جدید بیشتر شده؟
به دلیل تغییرات پیدرپی ردیفها و درصدهای تعرفه. کوچکترین تفاوت در شرح کالا میتواند به اختلاف محاسباتی میان واردکننده و گمرک منجر شود. انتخاب دقیق HS Code اکنون یک اقدام استراتژیک است، نه صرفاً یک کار اداری.
۳. واردکنندگان چگونه باید با تغییرات تعرفهای برخورد کنند؟
بهجای واکنش بعد از وقوع تغییر، باید قبل از ثبتسفارش سناریوی تعرفهای، کشور مبدا، قیمت پایه و کد تعرفه را تحلیل کنند. پایش بخشنامهها و بهروزرسانی اطلاعات گمرکی باید مستمر باشد.
۴. آیا نظام تعرفه جدید زمان ترخیص کالا را افزایش داده؟
در بسیاری از گروههای کالایی بله. اختلاف در محاسبه حقوق ورودی، ضرورت اصلاح اظهار و نیاز به بررسی کارشناسی بیشتر، از عوامل افزایش زمان ترخیص است.
۵. چه زمانی باید از مشاوره تخصصی استفاده کرد؟
وقتی کالا ارزش بالا دارد، چند تأمینکننده مختلف دارید، یا تعرفه در گروه کالایی شما تغییرات مکرر دارد. در این شرایط استفاده از تجربه متخصصان گمرکی مثل GTG میتواند هزینههای ناشی از اشتباه تعرفهای را بهطور جدی کاهش دهد.
منابع معتبر (با لینک کامل)
تمام منابعی که برای این نوع تحلیل استفاده میشود رسمی، معتبر و قابل استناد در حوزه تجارت خارجی و تعرفه هستند:
۱. کتاب مقررات صادرات و واردات ایران – وزارت صمت
(از طریق سایت سازمان توسعه تجارت قابل دسترس است؛ فصل تعرفهها و ردیفهای تعرفهای)
۲. گمرک جمهوری اسلامی ایران – قوانین و بخشنامهها
(بخش قوانین و مقررات، آخرین تغییرات تعرفه، نرخهای حقوق ورودی)
۳. سازمان جهانی گمرک (WCO)
(مرجع بینالمللی HS Code و تغییرات طبقهبندی کالا)
۴. سازمان جهانی تجارت (WTO) – گزارشهای تعرفهای کشورها
(منبع معتبر برای تحلیل جهانی سیاستهای تعرفهای)
۵. اتاق بازرگانی ایران – تحلیلهای تعرفه و سیاست تجاری
(گزارشهای تحلیلی و پژوهشی درباره اثرات تعرفه)
۶. پایگاه داده UN Comtrade – دادههای تجارت بینالملل
(برای تحلیل اثر تعرفه بر جریان واردات و صادرات کشورها)

مدیر داخلی
09916680651

كارشناس حمل و نقل بين الملل و بيمه
09916680654

مدیر بازرگانی
09916680653

